تبليغاتX
غم عشق - گفتگو با خدا



گفتم: خسته*ام
گفتی: لاتقنطوا من رحمة الله
.:: از رحمت خدا نا امید نشید



گفتم: هیشكی نمی*دونه تو دلم چی می*گذره


گفتی: ان الله یحول بین المرء و قلبه


.:: خدا حائل هست بین انسان و قلبش! ::.





گفتم: غیر از تو كسی رو ندارم


گفتی: نحن اقرب الیه من حبل الورید


.:: ما از رگ گردن به انسان نزدیك*تریم ::.





گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش كردی!


گفتی: فاذكرونی اذكركم


.:: منو یاد كنید تا یاد شما باشم ::.





گفتم: تا كی باید صبر كرد؟


گفتی: و ما یدریك لعل الساعة تكون قریبا


.:: تو چه می*دونی! شاید موعدش نزدیك باشه ::.





گفتم: تو بزرگی و نزدیكت برای منِ كوچیك خیلی دوره! تا اون موقع چیكار كنم؟


گفتی: واتبع ما یوحی الیك واصبر حتی یحكم الله


.:: كارایی كه بهت گفتم انجام بده و صبر كن تا خدا خودش حكم كنه ::.





گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بنده*ات هستم و ظرف صبرم كوچیك... یه اشاره* كنی تمومه!


گفتی: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لكم


.:: شاید چیزی كه تو دوست داری، به صلاحت نباشه :.





گفتم: انا عبدك الضعیف الذلیل... اصلا چطور دلت میاد؟


گفتی: ان الله بالناس لرئوف رحیم


.:: خدا نسبت به همه*ی مردم - نسبت به همه - مهربونه ::.





گفتم: دلم گرفته


گفتی: بفضل الله و برحمته فبذلك فلیفرحوا


.:: (مردم به چی دلخوش كردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا شاد باشن ::.





گفتم: اصلا بی*خیال! توكلت علی الله


گفتی: ان الله یحب المتوكلین


.:: خدا اونایی رو كه توكل می*كنن دوست داره ::.





گفتم: خیلی چاكریم!


ولی این بار، انگار گفتی: حواست رو خوب جمع كن! یادت باشه كه:



و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره


.:: بعضی از مردم خدا رو فقط به زبون عبادت می*كنن. اگه خیری بهشون برسه، امن و آرامش پیدا می*كنن و اگه بلایی سرشون بیاد تا امتحان شن، رو گردون میشن. خودشون تو دنیا و آخرت ضرر می*كنن
__________________
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1387;ساعت 10:29;  توسط سید یعقوب جبارزاده;  |