منتظرم
باتشکر سید یعقوب
سلام خدا
سلام بازم من اومدم بازم با کوله باری از گناه دیگه خسته شد م خداجون
خسته خسته خداجون اومدم این بار توبه کنم از کارایی که کردم شنیدم تو
همه رو می بخشی خدا جون با صدتاآرزو اومدم خداجون اگه تو منو از درخونت
برونی من کجابرم خدادیگه قول میدم قول دلم بدجوری گرفته توکه گفتی رحیمی
خداجون نوکر بندهات میشم هرکاری بگن میکنم خداجون منو ازدرت نرون
خدا توکه گفتی روندن گدا ازخونه بادسته خالی بده منم گدای درتم منو دست
خالی ازدرت میرونی
این توکرامت و بزرگی و عنایتت این منو جرم منو خطای من خدای من
تومرا صدا زدی بنده من بنده من من تورا صدازنم خدای من خدای من
یا عبادالذین اسرفو کلام توست ربنا اغفرلنا ندای من خدای من
جزتو کس نداد ای باخبرازرازهمه خبراز گریه بی صدای من خدای من
به علی قسم رابه صاحب الزمان ببخش که بودامام ومقتدای من خدای من
خداي من!اين منم و پستي و فرومايگيام
و اين تويي با بزرگي و کرامتت
از من اين ميسزد و از تو آن ...
...چگونه ممکن است به ورطه نوميدي بيفتم در حالي که تو مهربان و صميمي جوياي حال مني.
...خداي من!
تو چقدر با من مهرباني با اين جهالت عظيمي که من بدان مبتلايم!
تو چقدر درگذرنده و بخشندهاي با اين همه کار بد که من ميکنم و اين همه زشتي کردار که من دارم.
...خداي من!
تو چقدر به من نزديکي با اين همه فاصلهاي که من از تو گرفتهام.
...تو که اين قدر دلسوز مني! ...
...خدايا تو کي نبودي که بودنت دليل بخواهد؟
تو کي غايب بودهاي که حضورت نشانه بخواهد؟
تو کي پنهان بودهاي كه ظهورت محتاج آيه باشد؟
...کور باد چشمي که تو را ناظر خويش نبيند.
کور باد نگاهي که ديدهباني نگاه تو را درنيابد.
بسته باد پنجرهاي که رو به آفتاب ظهور تو گشوده نشود.
و زيانکار باد سوداي بندهاي که از عشق تو نصيب ندارد.
...خداي من!
مرا از سيطره ذلتبار نفس نجات ده و پيش از آنکه خاک گور، بر اندامم بنشيند از شک و شرک، رهاييام بخش.
...خداي من!
چگونه نااميد باشم، در حالي که تو اميد مني!
چگونه سستي بگيرم، چگونه خواري پذيرم که تو تکيهگاه مني!
اي آنکه با کمال زيبايي و نورانيت خويش، آنچنان تجلي کردهاي که عظمتت بر تمامي ما سايه افکنده....
يا رب! يا رب! يا رب!».
يا ثارالله يا سيدالشهداء يا اباعبدالله الحسين ادرکني و اشفع لنا عند الله ...


